آرمينيوس وامبرى ( مترجم : فتحعلى خواجه نوريان )
34
سياحت درويشى دروغين در خانات آسياى ميانه ( فارسى )
ضعيف دوست من بار سنگينى محسوب ميشد و من با قبول درخواست او هم خود و هم پسرش را غرق در شادى نمودم . ناگفته نماند كه ديدارهاى پىدرپى حاجى بلال باعث شده بود كه هشيار كار خود باشم زيرا ميديدم براى اينكه مرا در چنگ داشته باشد از هيچ اقدامى فروگذار نميكند و به من به چشم غنيمت خود نگاه مىكند كه بايد حداكثر استفاده را از آن بنمايد . از طرفى هم جرأت نميكردم و نميخواستم عنانم را بدست اين گونه افكار ناراحتكننده بدهم و خيال ميكردم اگر تسليم محض باشم بهتر ميتوانم از او استفاده كنم . مختصر پولى را كه براى مخارج راه همراه برداشته بودم به او نشان دادم و در ضمن از او خواهش كردم كه از وضعيت و لباس و رفتارى كه بايد براى خود درنظر بگيرم تا بيشتر بتوانم خود را همرنگ سايرين نموده و بهتر از نظر كنجكاو مردم مخفى نگاهدارم ، مرا مطلع سازد . واضح است اين درخواست تا چه حد موافق طبع او واقع شد و ميتوان بدون زحمت حدس زد كه چه دستورات عجيبى از او دريافت داشتم . قبل از هرچيز دستور داد موهايم را بتراشم و لباس ترك و اروپائى را كه هنوز بتن داشتم با يك دست لباس بخارائى عوض كنم و هرچه بيشتر اسباب خواب و لباس زير و آنچه را كه از دورونزديك زائد به نظر ميرسد ، حذف نمايم . دستورات او را موبمو اجرا كردم و سرووضع جديدم كه تهيه و تدارك چندانى لازم نداشت به زودى تكميل شد و سه روز قبل از موعد مقرر حاضر بودم خود را بدست مقدرات آن ماجراى بزرگ يعنى مسافرت بسپارم . قبل از حركت لازم دانستم از همراهان آتيهء خود بازديدى به عمل آورم و بسوى كاروانسراى مفلوكى كه آنها منزل داشتند رهسپار شدم همهء آنها دو حجرهء كوچك در اختيار داشتند كه در يكى چهار و در ديگرى دهنفر منزل كرده بودند